تبليغاتX
×+×قند و عسل×+×





















×+×قند و عسل×+×

برای تازه شدن دیر نیست!

گرفتم بعد عمري مدرکي چند
!
و اينجانب شدم حالا مهندس

ندانستم که ريزد از چپ و راست

!
ز پايين و از آن بالا مهندس

:
غضنفر گاري اش را هول نميداد

!
د ِ يالا هول بده يالا مهندس

تقي هم چونه ميزد کنج بازار

!
نمي ارزه واسم والا مهندس


***
:
به مرد قهوه چي ميگفت اصغر

!
دو تا چايي قند پهلو مهندس

شنيدم کودکي ميگفت در ده

!
به مردي با چپق خالو مهندس

ز جنب دکه اي بگذشت مردي

!
صدا آمد " آب آلبالو مهندس
"
خلاصه ميخورد خون جماعت

!
هميشه بدتر از زالو مهندس


***
شنيدم با تشر ميگفت معمار

!
به آن وردست حمالش مهندس

همين مانده که از فردا بگويند

!
به گوساله و امثالش مهندس

يهو ياد سکينه کردم اي داد

!
فداي آن لب و خالش مهندس

شنيدم که عمل کرده دماغش

خبر داري از احوالش مهندس؟
!

***
شنيدم بعد تنظيمات بيني

!
بهش ميگن همه خانوم مهندس

شنيدم بچه زاييده دوباره

بگو هشتا کمه خانوم مهندس!؟

...
!
سرت رو درد آوردم من مهندس

!
سخن از هر دري اومد مهندس

يکي سيگار ميخواد اون سمت دکه

!
برو که مشتري اومد مهندس

 

بیاید اینم آخر عاقبت ما بدبختا که رفتیم رشته ی ریاضی!!!

مهندسان گرامی نظر یادتون نره

+نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت17:21توسط شیرین | |

سلام به دوستای گل و نازم.اگه گفتین امروز چه روزیههههههههه

امروز تولد بهترین دخمل دنیاست!!!آره درست فهمیدین امروز تولدمههههههههه

یه سال دیگه از عمرم گذشت و یک سال بزرگ تر شدم

امسال شاید بشه گفت توی این چند سال عمرم سرنوشت ساز ترین سال زندگیم بود و هست.انتخاب رشته کردم.شناسنامم عکس دار شدو کلی کارو برنامه برا سال جدیدم دارم و امیدوارم که همه ی کارامو تو سال جدید به خوبی بتونم انجام بدم و بتونم برنامه ریزی خوب و درستی برای تمام زندگیم بکنم و از خدا تو این ماه مبارک طلب یاری و کمک میکنم از شما دوستای گلمم میخوام که برام دعا کنید که تو درسامو زندگیم موفق باشم

آرزومند همه ی آرزوهاتونمدوستتون دارم دوستای گلم

محتاج دعاتونم تو این ماه مبارک

اینم از کیک تولدم فقط امیدوارم بعد افطار ببینید کیکمو!!!آخه خیلی اشتها بر انگیزه

 

+نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت18:47توسط شیرین | |

سلام به همه ی دوستای گلم.چند روز پیش برای آپ تو وبلاگم اومدم.میخواستم براتون یه شعری بزارم و نشستمو همه ی شعر رو نوشتمو وقتی ثبت و باز سازی رو زدم کل مطلبم پرید!یعنی هر چی که نوشته بودمو عکسایی که گذاشته بودمو.... خلاصه کلی حالم گرفته شدو دیگه دل و دماغ نوشتن نداشتمو پاشدم اومدم بیرون

فردای اون اتفاق مزخرف من کلاس سنتور داشتم.وقتی رفتم سر کلاس و تمرینای جلسه ی قبلمو تحویل دادم استاد اومد بهم یه درس جدید بده.وقتی درسو آورد دیدم اسم درسش(بهار دلکش)منم اون شعری که میخواستم تو وبلاگم بنویسم اسمش بهار دلکش بودخلاصه با کلی ذوقو اینا منتظر شدم تا استاد آهنگو بزنه و وقتی زد دیدم بببببببببلللللللللللللهههههههههه!!! این آهنگ همون شعریه که من عاشقشم

حالا سر کلاسم که جدییییییییییی!نمیشه آدم خیلی خوشحالیشو بروز بدهخودمو کشتم تا از کلاس اومدم بیرون!ولی خدایی خیلی حال داد

حالا میخوام این شعر زیبا رو به شما تقدیم کنمخواننده ی این شعر آقای علیرضا قربانیه و اسمشم بهار دلکشه:

بهار دلکش رسیدو دل به جا نباشد

از آنکه دلبر دمی به فکر ما نباشد

در این بهار ای صنم بیا و آشتی کن

که جنگ و کین با من حزین وفا نباشد

صبح دم بلبل بر درخت گل به خنده میگفت:

نازنیننان را مه جبینان را خدا وفا نباشد

اگر که با این دل حزین تو عهد و بستی

حبیب من آخ با رغیب من چرا نشستی

چرا دلم را عزیز من از کینه خستی؟

بیا در برم از وفا یک شب ای مه نقشت

تازه کن عهدی(جانا)که بر شکستی

که بر شکستی

امیدوارم که از این شعر خوشتون اومده باشه.راستی یه عذر خواهی باید میکردم بابت این مدت که آپ نکردم

خوشحال میشم نظرتونو بدونم

+نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت14:34توسط شیرین | |

سلام

نمیدونم چرا جدیدا اینقدر تنوع طلب شدم؟؟

تو هر زمینه یا تو هر کاری.اصلن دلم یه جا بند نمیشه.دوست دارم همه ی چیزایی که تو اطرافمه رو عوضشون کنم.از مانتو و لباس و موبایل بگیرید تا  اتاق و....حتی این تنوع طلبی و هوس بازیم به وبلاگو قالب وبلاگمم صرایت کرده!!(دقت بکنید هنوز ۱ ماه نشده بود قالب وبلاگمو عوض کرده بودم که امروز دوباره عوضش کردم!منی که سری پیش حدود ۱ سالی بود قالب وبلاگمو عوض نکرده بودم!!!)حالا باز جای شکرش باقیه که عوض کردن قالب هزینه بر نیست

بچه ها ازتون راهنمایی میخواستمکسی تا حالا به این روز افتاده؟؟

درمانی براش هست؟؟

امیدی هست که حالم خوب شه؟؟

کممممممممک!!!

حالا مامانم خیلی باحاله!برگشتم بهش میگم مامان برا چی من اینقد هوس باز شدم جدیدا؟!

جواب اول:عزیزم تو از همون ۵-۶سالگیات که فهمیدی دنیا دست کیه همین طوری بودی!!

جواب دوم:حالا باز میشه اینو یه کاریش کرد دخترم.خدا کنه که وقتی شوهر کردی دلت تنوع نخوادو دنبال یه شوهر جدید نگردی!!

اینم از مامان من!!


پ.ن:خب حالا که ما هوس باز شدیمو قالب وبلاگمونم عوض کردیم.نظرتون در مورد قالب جدیدم چیه

پ.ن:هر کس راه حلی برا این مرض ما داشت لطفا تو کامنت ها مطرحش کنه!!

پ.ن:دقت کردین چقدر این مامانا برا خودشون خوشن؟؟(و چه آینده نگر!)

 

+نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت16:5توسط شیرین | |